تبليغاتX
موج عشق

موج عشق

کسی که دوستانش را از دست می دهد گویی در دیار غربت زندگی میکند(از مولای متقیان)



به آبشار گفتم که تو کیستی ؟

 

گفتا که اشک کوه                             

 

گفتم از چه می گرید کوه

 

گفتا آنزمان که ناله های

 درهمشکسته

جداییها را میشنود

 

و درددل های تنهایی که

تنها پیش او می گرید

 

و بغضهایی فروخورده که نزدش میشکنند

 

قلب سنگیش آهسته میشکند                         

 

میجوشد

 

و آرام آرام.....                                      

 

 آبشار میشود......

 

 

شايد در دور دست
دشتی باشد
که از قطره اشکی سيراب شود
شايد در اين نزديکی
انسانی باشد که زمين را بفهمد
خدايی باشد
که دريا را نوازش کند
شايد رد پايی باشد
که باز موجها بشويندش
نمی دانم
شايد هنوز قلبی باشد
که تپيدن را درک کند
زيبا باشيد

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده درجمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 9:42 توسط (¸.•*¨فهیمه¸.•*´¨) |

شايد چالاك‌ترين انسان نباشم، شايد بالابلندترين يا نيرومندترين نباشم، شايد بهترين و زيرك‌ ترين نباشم، اما قادرم كاري را بهتر از ديگران انجام دهم و اين كار هنر خود بودن است.
*** موريس مترلينگ***

 

 جاودانه

روزگاری بنفشه‌ای زیبا در یک دره سرسبز روییده بود. بنفشه هر روز با لبخند به اطرافیان سلام می‌گفت و به هر رهگذری لبخند میزد و سلام می‌داد.
به باد، به سبزه‌ها، به گل نرگس کنارش، به پرستوی مهاجر، حتی به شغال با لبخند سلام می‌داد.


روزی باران بسیار تندی بارید. ناگهان سیلی خروشان در دره جاری شد.
نرگس شروع کرد به گریه کردن ولی بنفشه دوباره لبخند زد و به سیل سلام داد. سیل بنفشه و نرگس را بلعید. هزار سال بعد پیرمرد معدنچی در معدن سنگ مرمر، نقشه بنفشه را روی تکه سنگی پیدا کرد و آن را به نوه‌اش هدیه داد.

یاد
بنفشه بعد از هزار سال هنوز بر قلب سنگ شده سیل باقی مانده بود..

 

 

 

+نوشته شده درچهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 21:8 توسط (¸.•*¨فهیمه¸.•*´¨) |